سالها پیش، وقتی نوجوان بودم، حس میکردم هیچ ارتباطی با دنیا ندارم.
نه قیافهام شیک بود، نه استایلم جذاب بود، و نه حتی احساس میکردم توانایی کافی برای دیده شدن دارم.
همیشه فکر میکردم «کافی نیستم».
به خودم میگفتم: «چطور دیگران راحت با هم حرف میزنند و خندههاشان تو دل آدم مینشیند، اما من نه؟»
مثل یه جوجه تیغی بودم؛ تیغهایم هر کسی را دور نگه میداشت، و همین باعث میشد دوستان واقعی کمی پیدا کنم.
دوران نوجوانی پر از چالش بود.
هر روز با تردید و استرس شروع میشد.
وقتی وارد جمع میشدم، حس میکردم نگاهها روی نقاط ضعفم تمرکز میکنه، و این حس باعث میشد محافظهکار و ساکت باشم.
در مدرسه، بعضیها راحت سر کلاس میخندیدند، گروهی کار تیمی انجام میدادند و مشارکت میکردند، اما من غالباً کنار میایستادم و فقط تماشاگر بودم.
گاهی فکر میکردم اگر شبیه دیگران باشم، دیده میشوم، ولی هر بار تلاش برای شبیه شدن، حس گم شدن بیشتری میآورد.
اولش سخت بود؛ حس تنهایی، عدم اعتماد به نفس، و ترس از قضاوت بقیه دائماً مرا همراهی میکرد.
اما کمکم فهمیدم که هیچکس نمیتواند جای من باشد، و تلاش برای شبیه شدن به دیگران فقط انرژیام را میگیرد و مرا از مسیر واقعیام دور میکند.
شروع کردم به پذیرش خودم: جوجه تیغی بودنم، حساسیتهایم، ضعفها و حتی ظاهر و استایلم.
یادم آمد هر جوجه تیغی، حتی با تیغهایش، موجودی منحصر به فرد است و تواناییهای خودش را دارد.
به جای مقایسه دائم با دیگران، روی تلاش روزانه و رشد فردی تمرکز کردم.
هر روز یک هدف کوچک داشتم: یک فصل مطالعه، حل چند تمرین، یادگیری یک نکته جدید.
نه رتبه دیگران، نه نظر بقیه، فقط خودم و پیشرفتم.
در مسیر، با چالشهای زیادی روبرو شدم:
• شبهایی که خسته بودم و حس میکردم نمیتوانم ادامه بدهم
• روزهایی که شکست در آزمونهای کوچک باعث ناامیدی میشد
• لحظههایی که دوستانم سرگرم تفریح بودند و من تنها مشغول مطالعه
اما هر بار به خودم یادآوری میکردم: «این مسیر من است، با سرعت من».
یاد گرفتم استراحت، پذیرش اشتباه و جبران تدریجی، جزو روند یادگیری و موفقیته.
با همین تمرکز و تلاش مداوم، کمکم اعتماد به نفسم بالا رفت.
دیگر حس نمیکردم کافی نیستم؛ هر روز با تجربههای کوچک ثابت میکردم که میتوانم.
وقتی نوبت به کنکور رسید، آرامش داشتم و هر چالشی را با تمرکز و اعتماد به تواناییهایم پشت سر گذاشتم.
نتیجه؟ با همهی تفاوتها و چالشهایم، به دانشگاه پزشکی تهران رسیدم.
⸻
پیام داستان:
• پذیرش خود، حتی با تمام ضعفها و جوجه تیغیها
• تمرکز روی تلاش فردی و رشد روزانه
• عدم مقایسه با دیگران
هر شکست کوچک، هر تجربه سخت، هر لحظهای که حس میکردی نمیتوانی، همگی بخشی از مسیر موفقیت هستند.
نوجوانی پرچالش و پر از سوال است، اما همین دوران، با پذیرش خود و تلاش مداوم، میتواند پایه موفقیت بزرگ باشد.


